نمی دونم این آقای باقرآلبوخنفر کی هست و چه توضیحی برای این کار غیر اخلاقیش داره ُ ولی امیدوارم بتونه توجیه خوبی داشته باشی تا کمی عصبیانیت من رو کاهش بده.
دارم می گردم ببینم ایمیل یا نشانه ای ازش پیدا می کنم یا نه. به سایت بلاگفا هم دارم شکایت نامه می فرستم. تا وبلاگش رو ببرسی کنند .
شما هم اگر نظر یا راه حلی دارید بفرمایید.
«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد
دانشکده کارآفرینی با همکاری شرکت فن آوران نوین اقدام به برگزاری سمیناری با عنوان «ارزش گذاری تکنولوژی » با سخنرانی جناب آقای دکتر فرامرز ناطقیان نموده است.
این مراسم روز چهارشنبه 1/3/87 ، ساعت 16 الی 18:30در محل دانشکده کارآفرینی برگزار خواهد شد.
معرفی دکتر فرامرز ناطقیان:
لازم به ذکر است دانشکده کارآفرینی میزبان کلیه علاقه مندان خواهد بود.
نشانی: تهران- انتهای خیابان کارگر شمالی- نبش خیابان شانزدهم- دانشکده کارآفرینی
این برنامه در محل دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
در همین رابطه
گزارش سخنراني علي پايا؛ آينده انديشي و نقد پست مدرنيسم- روزنامه اعتماد
گزارش آینده اندیشی و نقد مدرنیسم - سنندج

مدت زیادی که نه وقت به روز کردن وبلاگم رو داشتم و نه حوصله!! اما از اونحایی که پدرام ناراحت شده بود وخیلی اصرار داشت که من این وارد این بازی شوم - اومدم!!
دوست داشتم:
دوست دارم:
خوردنی ها:
باقالی پلو خاله فاطی- قرمه سبزی مادر جون- لوبیا پلو مامان پدرام- قره قرورت صعصعی(کرمان)- لبو داغ تو خیابون سپهسالار- شیرینی خامه ای که وقتی داریم تو خیابون از گرسنگی غش می کنیم با پدرام می خوریم- پشمک یزد- آجیل شب یلدا- پف فیل خونگی که خاله منصوره درست می کنه- با پیشنهاد ونوس پدرام هم موافقم.
پوشیدنی ها
مانتوی جدیدم که مامان برام دوخته- چادر سفید نماز- لباس احرام(اگه خدا قسمتم کنه)- کت و دامن سبزم- لباس نامزدیم - کت و شلوار دامادی پدرام وفتی با پیراهن جدیدش می پوشه- دشداشه عربی پدرام که باباش از مکه اوروده- عبای آقاجون که وقتی جوان تر بود موقع نماز روی شونش می انداخت. پیراهن ژاپنی فاطمه سادات که خیلی نمکیش می کنه - کلاه پویا توکلی- روسری مشکیم قبل از اینکه چند روز پیش با اتو بسوزه!!!
خواندنی ها
آواز خوندن توی کوه -زمزمه کردن توی آشپزخانه- هر کتابی رو قبل از خواب خوندن تا مثل دیازپام عمل کنه و من رو بخوابونه- فرآن خوندن با معنی-(قرآنی که آقا هادی هدیه داده)- وبلاگ پدرام جون رو خوندن- مقاله های کارافرینی اجتماعی رو خوندن- شهروند رو ورق زدن- آرشیو کارهام رو ورق زدن!!!
آدمها
به غیر از مامان- بابا- مریم- علی- ریحانه که بهترین دوستان تمام زندگی بودن، پدرام به خاطر اینکه همسر فوف العاده ای برام بوده- کریم و آرش برای اینکه بهترین دوستانم تا این مقطع از زندگیم بودن
مامان و بابای پدرام به خاطر این که پسر به این ماهی تربیت کردند.
آقا جون و مادر جونم به خاطر اینکه هر چی دارم از دعاهای اونها است.
دایی حسن ، خاله فاطی، خاله منصوره و خاله معصومه به خاطر همه محبتهایی که به من کردند و من حتی ۱ هزارم اونها رو نمی تونم جبران کنم.
باباکاظمی که دیدنش برام یک هدیه الهی بود که به سبب ازدواج با پدرام نضیبم شد و با رفتنش غم زیادی به دلم نشست.
آزاده نیک رفتار، محسن برزگر،سمیرا قوام، پویا توکلی، هدی گرامی، بنیامین خداوردی، اردوان سالور، آنا رفیعی، فاطمه تعالی، احسان زنجانی، احسان رنجبر، کاوه دانشور، ژابیز، سعید صدری،میثم، پانیذ، محمد، سعیده، امیر معتمدی، امیر لله گانی، امیر تنها، حامد نورانی، عطا پور عباسی، دکتر ظهرابی، محمد جعفری، علی کابلی، سالار اریده، ندا اعلا، روجا رضی، سارا نوید پور، سارا موحدی، فاطمه پرتو، بنفشه و حمید، محمد جباری، صالح صحابه، سمیه و ایمان، فرزادمریخ بیات و ..... به خاطر تمام لحظات خوبی که برای من ساختند.
فخرالسادات محتشمی پور، فیروزه صابر، دکتر مقاری، دکتر رضوی، دکتر معین، دکتر خانیکی، دکتر تاج زاده، دکتر احمد پور، دکتر طالبی، دکتر علوی مقدم، دکتر رفیعی ، خانم دکتر صدیقی و دکتر سیدی عزیز به خاطر همه چیزهایی که به من آموختند و در سبک زندگی و نگاه من به هستی اثر گذار بودند.
شنیدنی ها
شجریان، شهرام ناظری، سه تار حسین توحیدی، آواز اردوان وسعید و کاوه وقتی سه نفری می خونند.
نوحه های سعید حدادیان، کریمی و حاج عزیز اسماعیلی تو بیت الحسن
دوست ندارم
حسادت، بدبینی، بد خواهی، خساست، لج بازی، دروغ، کینه، نفرت، فحش همگام رانندگی مخصوصا اگه پدرام ناسزا بگه، ترافیک تهران، شامی که باید الام برم خونه و درست کنم.
تنهایی، کارهای مانده، و .....
پدرام
شما چه پیشنهادی در این مورد دارید؟
هله، نومید نباشی که ترا یار برانَد گرت امروز براند نه که فردات بخواند ؟ در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجا ز پسِ صبر، ترا او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد نهلد کشته خود را، کشد آنگاه کشاند چو دم میش نماند، ز دم خود کندش پر تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند به مثل گفتم این را وَ اگرنه کرم او نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ هله خاموش، که بی گفت، از این می همگان را بچشاند، بچشاند، بچشاند، بچشاند مولانا- دیوان شمس
من هم موضوعم رو بررسی الگوهای کارآمدکارافرینی اجتماعی در ایران انتخاب کرد. اما چیزی که برام جالب بود انتخاب موضوع آقای علی شمس بود. ایشان قصد داشتند در ترجمه و ترمینولوژی واژه کارآفرینی کار کنند. ایشان اعتقاد دارند که این واژه ترجمه درستی از این مفهوم نیست و استفاده از آن باعث شده که فرآیند اشتغال زایی و ایجاد شغل به جای مفهوم صحیح آن به کار گرفته شود.
حال به نظر شما ترجمه مناسب این واژه در ایران چیست؟
نوآفرینی
فرصت ورزی
ارزش آفرینی
فن آفرینی
راه آفرینی
کارگشایی
گره گشایی
خوشحال می شم نظرات شما را بدونم.